مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

937

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1255 ] فصل [ اول ] : اندر عقر « 1 » يعنى بچه ناشدن . و اين بر دو قسم است : يكى ، آنكه از جانب زن بود . دوم ، آنكه از جانب مرد بود . [ 1256 ] قسم اوّل : در عقر كه از جانب زن بود اين انواع است : [ 1257 ] نوع اول : آنكه سوء مزاج سرد در رحم افتد [ و ] منى و خون را سرد سازد و خشك . و علامت او آن است كه خون حيض دير آيد و كم آيد و سرخ و رقيق بود و چون آيد اگرچه اندك باشد امّا به زمان طويل منقطع گردد ؛ زيرا كه خون بلغمى زود دفع نشود و اين كس را موى در عانه كم باشد . و آنجا كه مزاج سرد در تمام بدن عام بود ، سپيدى لون و سردى ملمس و جز آنكه از لوازم برودت است پيدا بود . علاج : اگر سوء مزاج ساده بود ، تبديل آن كنند به مسخنات . و اگر ماده بلغم بود ، نخستين مستفرغ سازند آن را به ايارجات و حقنه‌جات [ يعنى فرزجه در رحم ] . و بعده [ يعنى پس از آن ] به تبديل كوشند و آنچه بدين كار آيد مثروديطوس و سنجرنيا و دواء المسك و مانند آن خوردن است . و زعفران و سنبل و اكليل و ساذج هندى و قردمانا و پيهء بط و ماكيان و زردى بيضه و روغن ناردين جمله به هم آميخته و صوف را بدان آلوده فرزجه ساختن . و بعد از پاك شدن از حيض ، زرنيخ سرخ و مرّ و جوز السرو و ميعه و قنّه و حبّ الغار تبخير كردن . طريق تبخير آن است كه ادويه را در ظرفى نهند و آتش در آن اندازند و به توسط قمعى [ يعنى قيفى كه نوك باريك آن به سمت رحم و طرف پهن آن بر روى دارو باشد ] دود را به رحم رسانند . و باشد كه طغار را در زير سوراخ كنند و بر اين ادويه در پوشند و

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Sterility ; barrenness ; sterile ; barren .